یادش بخیر… مرودشت قدیم یه حالوهوای دیگه داشت. نه ساختمونای بلند بود، نه ترافیک و دود. آدمها سادهتر بودن، کوچهها خاکی، دلها روشن.
اگه بچهی قدیمی مرودشتی باشی یا بزرگترای خانواده اهل مرودشت باشن، حتماً داستانای زیادی از مرودشت قدیم شنیدی. بیا با هم یه گشتی بزنیم تو کوچهپسکوچههای خاطرهها…
اون موقعها مرودشت اینقدر شلوغ و مدرن نبود. محلهها بیشتر حالت روستایی داشتن. خونهها با خشت و گل ساخته میشدن، درختهای توت و انار تو حیاط بود و هنوزم صدای بُز و مرغ و خروس تو بعضی کوچهها شنیده میشد.
مرکز شهر هنوز درست شکل نگرفته بود و مردم بیشتر کشاورز بودن یا دامدار.
بازار مرودشت امروز با اون پاساژها و مغازههای رنگارنگ، خیلی با قدیم فرق داره. قدیما یه بازار کوچیک بود با حجرههایی که بوی صابون، پارچه، نون و ادویه قاطی هم بودن.
کف بازار خاکی بود، سقف بعضی قسمتا با تیرک چوبی پوشیده شده بود و کاسبها همدیگه رو به اسم کوچیک صدا میزدن.
تا چند دهه پیش، شغل بیشتر مردم مرودشت کشاورزی بود. برکت زمینای مرودشت که از آب رود کر تغذیه میشن، باعث شده بود خانوادهها بیشتر وقتشونو تو زمین بگذرونن.
برنج، گندم، جو، هندونه، خربزه… چیزایی بودن که بیشتر خانوادهها خودشون تولید میکردن و حتی نیازی به خریدشون نبود.
تو مرودشت قدیم، محرم یه چیز دیگه بود. همه محلهها علم میبردن، نذری میدادن، و حتی بچهها از چند روز قبل دنبال چوب برای آتش عزاداری بودن.
عروسیها سادهتر اما گرمتر بودن. صدای دایره و کل زدن تو کوچه میپیچید و همه اهل محل دعوت بودن، نه فقط آشناها.
یادته اون مینیبوس سبزای قدیمی که بین مرودشت و شیراز حرکت میکردن؟ وای که چه صفی داشتن. یه بلیت پارچهای کوچیک، یه راننده با ضبط صوت کاستی و آهنگهای قدیمی. حالا که فکر میکنی، هم سخت بود، هم شیرین.
قدیما بچههای مرودشت با گوشی و تبلت بزرگ نمیشدن. تفریحشون اینا بود:
کف دستا زخم میشد ولی دل خوش بود!
مسجد جامع و چندتا مسجد دیگه، نه فقط جای عبادت بودن؛ بلکه پاتوق بودن. بچهها فوتبال بازی میکردن، بزرگترها گپ میزدن و محرمها مسجد پر میشد از آدم.
مرودشت یه سینما هم داشت که فیلمای قدیمی ایرانی و هندی توش پخش میشد. رفتن به سینما یه مراسم بود! بچهها لباس تمیز میپوشیدن و با پدر و مادر راه میافتادن برای یه شب پرهیجان.
مرودشت قدیم یه شهر ساده، خاکی، ولی پر از محبت بود. نه موبایل بود، نه ترافیک، نه استرس؛ فقط مردم بودن، دلای صاف، کوچههای خاکی و یه دنیا خاطره.
اگه اهل مرودشتی، حتماً کلی از این خاطرهها توی دلت هست. توی کامنتا برامون بنویس که مرودشت قدیم برات چه شکلی بود؟